![]() مي آيي با خواهش اين و آن در پوشش آرزوهاي ديگران مي روي با هزار آرزوي گران براي خود نه براي ديگران
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
واحد فراهم آوری اعضاء پیوندی
هفتايي ها (هفت نشونه) دختر تنهای تنها پرواز بی انتها باران سال های تا کنون (اشعار و ترانه های عبدالجبار کاکایی) |
فتح بهشت
تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم ، چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم
وقتی آدم میبینه دوستان ، عزیزان و اطرافیانش ناراحتن و کاری از دستش بر نمیاد تا برای خوشحال کردن اونا انجام بده ، دلش میگیره وقتی میبینی که صدا ها در گلو خفه میشن ، دلت میگیره وقتی از ناراحتی دیگران ناراحت میشی ، دلت میگره وقتی نمی تونی توی دلتنگی اونا شراکت کنی ، دلت میگیره
من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم من اگر عاشق نباشم زود میمیرم سینه سردش پیش ماست لبریز دردش پیش ماست همسفر آتش کجاست سفره ی دل خالی و فیروزه ایست سینه ام محتاج آتش سوزی است
نازنین تو همرهی با راز داران میکنی آتشی را زیر خاکستر تو پنهان میکنی من که خود در معبد دلدادگان آیینه ام ، تل خاکستر نمی خواهم دورن سینه ام من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم من اگر عاشق نباشم زود میمیرم
توکل بر خدا |+| نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 22 تیر1388 ساعت 15:45
و آن لحظه چشمانم از نور مرگ روشن ميشود، چه زيباست با چشم ديگري ديدن ، چه زيباست به ديگري جان دادن " جهت ثبت نام اینترنتی برای اهدای عضو به این سایت مراجعه نمایید .
|+|
كجا به تو رسيدم
|